حسن مرسلوند

39

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

عمر عارى تخلص مىكرد . خدمات ادارى و ديوانى و دولتى سديد عموما در خليج فارس بود و به مشاغل مختلفى پرداخت از قبيل فتح بندر لنگه ، طرد محمد بن خليفه از بندر مزبور به سال 1316 قمرى ، رياست تذكرهء خليج فارس به سال 1317 قمرى ، كفالت كارگزارى بنادر به سال 1318 قمرى ، كارگزارى دولت روسيهء تزارى در بندر لنگه ، وكالت كنسولگرى دولت روسيه در بندر عباس ، معاونت حكومت بنادر جنوب و حكومت بندر لنگه ، وكالت كنسولگرى دولت فرانسه و مشاغل ديوانى و ادارى متعدد ديگر . به پالتوى شمه‌دار مرصّع و نشان تمثال مظفر الدّين شاه سرافراز شد . از دربار مظفر الدّين شاه قاجار لقب عمدة الامراء با درجهء سرهنگى گرفت و به سال 1319 قمرى فرمان پالتوى ترمهء خلعت دريافت داشت . از دربار تزارى مسكو نشان سنت آنا و از دولت فرانسه نشان پالم آكادميك گرفت . محمد على سديد السلطنه همهء عمر را به كار نويسندگى و تحقيق و تتبع گذرانيد و هر زمان كه فرصت و فراغتى مىيافت ، حاصل مطالعات خود را مىنوشت . از او كتاب‌ها و رساله‌هاى دست‌نويس متعددى باقى مانده است . او چنين عادت داشت كه منشى يا منشيانى را اجير مىكرد و با خود ، در سفر و حضر همراه داشت كه هر زمان مطلبى را انشاء مىكرد منشى همراهش مىنوشت . در بعضى از آثارش نام كاتب منشى در آخر كتاب ذكر شده است . مانند محمود لارى ، يوسف رفسنجانى و غلامرضا لارى . در اواخر عمر خود معمولا به كارى مشغول مىشد و منشيانى كه از دوسه تن بيشتر بوده‌اند در اطراف او مىنشستند . در هر فرصت كه از آن اشتغال فارغ مىشد ، به انشاء مطالب علمى مىپرداخت و منشيان مىنوشتند . نزديكان او كه زمانش را درك كرده‌اند ، گفته‌اند كه مطالب مختلفى را به چند منشى انشاء و القاء مىكرد ؛ هريك از آن‌ها كار خود را دنبال مىكرد و او به نوبت دنبالهء سخن را از همان‌جا كه با همان منشى پايان داده بود آغاز مىكرد ، معمولا اشتباه و تكرار هم نداشت . سديد السلطنه بلندطبع و لطيف و خوش‌سخن بود و گاه شعر مىگفت . سفره‌اش براى دوستان و مهمانان گسترده بود و با وجود تعيّن و تملك و ثروت فراوانى كه از پدر به ارث برده بود ، خود در نهايت سادگى و در خدمت به مرز و بوم كوشا و گشاده‌دست و زحمت‌كش و نيز مدافع مليّت ايرانى در خليج فارس و درياى عمان بود . بيشتر يادداشت‌ها